امامت و رهبری


این حج را می گذارد در وسط و شهادت را انتخاب می کند و به پایان نمی برد تا به همۀ حج گزاران تاریخ، نماز گزاران تاریخ، مؤمنانِ به سنّت ابراهیم بیاموزد که :

اگر امامت نباشد ، اگر رهبری نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد ، چرخیدن بر گرد خانۀ خدا با خانۀ بت مساوی است ...

چنانکه حسین، همان که حج را نیمه تمام گذاشت، کسانی که در غیبت حسین، همچنان به طواف ادامه دادند مساوی هستند با کسانی که در همان حال بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند.

زیرا شهید که حاضر است در همۀ صحنه های حق و باطل، در همۀ جهادهای میان ظلم و عدل حاضر است، حضور دارد، می خواهد با حضور خویش این پیام را به همۀ انسانها بدهد که :

وقتی در صحنه نیستی، هر کجا که می خواهی باش. وقتی که در صحنۀ حق و باطل نیستی، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل نیستی، هر کجا که می خواهی باش : چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است .

شهادت، حضور در صحنۀ حق و باطل همیشۀ تاریخ است .

و غیبت : آنهایی که حسین را تنها گذاشتند، همه با هم برابرند . هر سه تیپشان یکی هستند : چه آنهایی که حسین را تنها گذاشتند تا ابزار دست یزید باشند و مزدور او، و چه آنهایی که در هوای بهشت، به کنج خلوت عبادت خزیدند و با فراغت و امنیت، حسین را تنها گذاشتند و از دردسر حق و باطل کنار کشیدند و در گوشه محرابها و زاویۀ خانه ها به عبادت خدا پرداختند، و چه آنهایی که مرعوب زور شدند و خاموش ماندند.

زیرا در آنجا که حسین حضور دارد – و در هر قرنی و عصری حسین حضور دارد ! – هر کس که در صحنه او نیست ، هر کجا که هست ، یکی است ، مؤمن و کافر ، جانی و زاهد ، یکی است .

این است معنی این اصل تشیع، که قبول هر عملی، یعنی ارزش هر عملی، به "امامت" و به" رهبری" و به" ولایت" بستگی دارد ! و اگر او نباشد، همه چیز بی معنی است و می بینیم که هست ."


/ 1 نظر / 9 بازدید