آفریدگان را نگاه کنید . . .

 

آفریدگان را نگاه کنید که چگونه به نیاز رو می آورند و سرود نیایش به درگاه حق می خوانند و با هم نوایی خود داستان آفرینش را هر روز بارها ورق می زنند.


آنان را نظاره کنید که نه از زبان بلکه با تمام وجود خود را نشان می دهند، که آری ما مخلوق آن یگانه خالق هستی بخش هستیم که جز او بی نیازی نیست و جز مخلوقات نیازمندی!؟


ما از در نیاز به درگاه بی نیازش سر می ساییم و بر وجود او، ستایش بی کرانه  می دانیم . . .

اما چگونه است که در این میان آدمی از سر غرور و نخوت چشمان خود را به یکباره بسته و از وجود ناقص خود غافل شده و در عمل به خالق خود تمرد می کند؟ چگونه است که این آدمی با فراموش خود، خود را در دامان نابودی انداخته و باز هم نمی فهمد و . . .

چگونه است که این قوم خود باخته و خود فریفته خود را از تبار آدم می دانند ، ولی از آدمیت بویی نبرده اند؟


چگونه است که آنها خود را پیروان پیامبر می دانند، اما با قساوت خود را برتر می دانند؟ چگونه است که اینان، سرانجام به تسلی دهنده قایل نمی شوند و چگونه بی شرمانه، خود را مرز حقیقت می نامند؟

" این جز با تحریف حق میسر نیست "

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید